<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" href="/posts/rss.xsl"?>
<rss version="2.0">
<channel>

<title>https://cafe_literature_art.loxblog.com</title>
<link>https://cafe_literature_art.loxblog.com</link>
<description>با جوهر خاکستر پروانه نوشتم من مات من العشق ، فقد مات شهیدا</description>
<language>fa-ir</language>
<generator>loxblog.com</generator>
<copyright>loxblog.com</copyright>


<item>
<title>خدا عشق است ...</title>
<link>https://cafe_literature_art.loxblog.com/خدا-عشق-است</link>
<guid>https://cafe_literature_art.loxblog.com/خدا-عشق-است</guid>

<description><![CDATA[
خدا عشق است.
عشقی که هنگام نفوذ به درون ما،
نرم می کند، 
ناب می کند، 
تازه می کند، 
بازسازی می کند، 
درون آدمی را باز می سازد.
نیروی اراده، 
انسان را دگرگون نمی کند. 
زمان، 
انسان را دگرگون نمی کند. 
اما عشق دگرگون می کند.
پس بگذارید عشق وارد شود. 
در بنیان تمامی مخلوقات،
عشق همچون عطیه برتر حاضر است؛ 
زیرا هنگامی که هر چیزِ دیگری به پایان می رسد، 
عشق می ماند.]]></description>

<pubDate>Sat, 27 Jun 2026 14:55:46 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>تنور دنیا ...</title>
<link>https://cafe_literature_art.loxblog.com/تنور-دنیا</link>
<guid>https://cafe_literature_art.loxblog.com/تنور-دنیا</guid>

<description><![CDATA[
ديدي نانوا چطور خمير نان سنگک را پهن ميکند و درون تنور ميگذارد؟!چه اتفاقي مي افتد؟!خمير به سنگ ها ميچسبد!اما نان،هر چه پخته تر مي شود،از سنگها جدا ميشود....حکايت آدم ها همين استسختي هاي اين دنيا،حرارت تنور است.و اين سختي هاست که انسان را پخته تر ميکنند...و هر چه انسان پخته تر ميشود سنگ کمتري به خود ميگيرد...سنگ ها تعلقات دنيايي هستند&zwnj;...ماشين من،خانه ي من،کارخانه ي من......آنوقت که قرار است نان را از تنور خارج کنند سنگ ها را از آن ميگيرند!خوشا به حال آنکه در تنور دنيا آنقدر پخته ميشود که به هيچ سنگي نميچسبد...... ]]></description>

<pubDate>Sat, 27 Jun 2026 14:55:46 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>دل من دست خدایی ست که همه درد مرا می داند ...</title>
<link>https://cafe_literature_art.loxblog.com/دل-من-دست-خدایی-ست-که-همه-درد-مرا-می-داند</link>
<guid>https://cafe_literature_art.loxblog.com/دل-من-دست-خدایی-ست-که-همه-درد-مرا-می-داند</guid>

<description><![CDATA[
من&nbsp;#خدایی&nbsp;دارمکه در این نزدیکی ست.او مرا می فهمد،اومرا میخوانداو مرا میخواهداو همه درد مرا می داند.یاد او ذکر من استدر غم و در شادی.چون به غم می نگرمآن زمان رقص کنان میخندم که#خدا_یار_من_است.#دلم_دست_خدایی_است_که_همه_درد_مرا_میداند]]></description>

<pubDate>Sat, 27 Jun 2026 14:55:46 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>خدای دانه های انار ...</title>
<link>https://cafe_literature_art.loxblog.com/خدای-دانه-های-انار</link>
<guid>https://cafe_literature_art.loxblog.com/خدای-دانه-های-انار</guid>

<description><![CDATA[
سرانجام روزی به حکمتهمه اتفاقات زندگی پی خواهی بردپس فعلاازسردرگمی هابگذرازمیان اشکها،لبخند بزنواعتماد کنبه علم وحکمت خدای مهربانیکه ازهرکسینسبت به بندگانش دلسوزتراست ]]></description>

<pubDate>Sat, 27 Jun 2026 14:55:46 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>درهای رحمت خدا ...</title>
<link>https://cafe_literature_art.loxblog.com/درهای-رحمت-خدا</link>
<guid>https://cafe_literature_art.loxblog.com/درهای-رحمت-خدا</guid>

<description><![CDATA[
کوله بار گناهانم

بر دوشم سنگینی می کرد ...ندا آمد بر در خانه ام بیاآنقدر بر در بکوبتا در به رویت وا کنم ...وقتی بر در خانه اش رسیدمهر چه گشتم در بسته ای ندیدم !هر چه بود باز بود ...گفتم：خدایا بر کدامین در بکوبم ؟ندا آمد : این را گفتم که بیایی ...وگرنه من هیچوقت درهای رحمتم را به روی تو نبسته بودم !کوله بارم بر زمین افتادو پیشانیم بر خاک مهربان خـــــدایم دوستت دارم
]]></description>

<pubDate>Sat, 27 Jun 2026 14:55:46 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>لایتناهی ...</title>
<link>https://cafe_literature_art.loxblog.com/لایتناهی</link>
<guid>https://cafe_literature_art.loxblog.com/لایتناهی</guid>

<description><![CDATA[
میان انسان و خدا فاصله&zwnj;ای نیست،
خدا به آدمی از شاهرگ گردنش نزدیکتر است، 
اما، 
راه انسان تا خدا، 
به&nbsp;فاصله ابدیت است،
لایتناهی است!]]></description>

<pubDate>Sat, 27 Jun 2026 14:55:46 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>روح نواز ...</title>
<link>https://cafe_literature_art.loxblog.com/روح-نواز</link>
<guid>https://cafe_literature_art.loxblog.com/روح-نواز</guid>

<description><![CDATA[
دو چيز روح انسان را نوازش مے ڪند؛يڪے صدا زدن خداستو ديگرے گوش سپردن به صداے اواولے در قنوتو دومے در سڪوت]]></description>

<pubDate>Sat, 27 Jun 2026 14:55:46 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>اصل ما از خداست ...</title>
<link>https://cafe_literature_art.loxblog.com/اصل-ما-از-خداست</link>
<guid>https://cafe_literature_art.loxblog.com/اصل-ما-از-خداست</guid>

<description><![CDATA[
مادامى که سیب با چوب باریکشبه درخت متصل استهمه عوامل در جهت رشدش در تلاشندباد باعث طراوتش می شود آب باعث رشدش می شود و آفتاب پختگی و کمال می بخشد امـــا ...به محض منقطع شدن از درخت و جدایى از " اصل "آب باعث گندیدگیباد باعث پلاسیدگیو آفتاب باعث پوسیدگی و ازبین رفتن طراوتش می شودمراقب وصل بودن به " اصالتمان " باشیم که" أصل ما از خــــــــــداست " با توجه به او اتصال مان را تحكم بخشيم]]></description>

<pubDate>Sat, 27 Jun 2026 14:55:46 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>فقط خداست که ...</title>
<link>https://cafe_literature_art.loxblog.com/فقط-خداست-که</link>
<guid>https://cafe_literature_art.loxblog.com/فقط-خداست-که</guid>

<description><![CDATA[
می شودبا دهان بسته صدایش كرد ...می شود با پای شكسته همبه سراغش رفت ...تنها خریداریست كه اجناس شكسته را بهتر بر می دارد ...تنها كسی است كه وقتیهمه رفتند ، می ماند ...وقتی همه پشت كردندآغوش می گشاید ...وقتی همه تنهایت گذاشتندمحرمت می شود ...و تنها سلطانیستكه دلش با بخشیدن آرام می گیردنه با تنبیه كردن ...]]></description>

<pubDate>Sat, 27 Jun 2026 14:55:46 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>تا دست خدا هست ...</title>
<link>https://cafe_literature_art.loxblog.com/تا-دست-خدا-هست</link>
<guid>https://cafe_literature_art.loxblog.com/تا-دست-خدا-هست</guid>

<description><![CDATA[
تا دست خدا هست
تا مهربانیش بی انتهاست
تا می گویی خدایا ببخش ،
به دورت می گردد و می بوستت 
و می گوید جانم چه کرده ای مگر ؟!
دیگر تو را چه نیاز به آدمها ؟!
تنها خودت باش و زیبا بمان
و بگذار با دیدنت
هر رهگذر ناامیدی
لبخندی بزند رو به آسمان
و زیرِ لب بگوید :
هنوز هم می شود از نو شروع کرد ...]]></description>

<pubDate>Sat, 27 Jun 2026 14:55:46 +0330</pubDate>
</item>


</channel>
</rss>

